tonieren

Aussprache: /toˈniːrən/
Wortzerlegung: to·nie·ren
فعل

آواز خواندن، سرودن، به صدا درآوردن

Beispiele

  • Wir wollen zu Chor ''tonieren'', und mit Gesange den Herren loben.ما می‌خواهیم در گروه کُر آواز بخوانیم و خداوند را با سرود ستایش کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی رنگ یا تُن خاصی دادن، معمولاً برای تغییر ظاهر یا بهبود آن.

  • Der Friseur hat ihre Haare leicht toniert.آرایشگر موهای او را کمی رنگ کرد (تونینگ کرد).
  • Man kann Fotos digital tonieren, um eine bestimmte Stimmung zu erzeugen.می‌توان عکس‌ها را به صورت دیجیتالی رنگ‌آمیزی کرد تا حال و هوای خاصی ایجاد شود.
2 Akkusativ

در پزشکی، به معنای تقویت یا بهبود تُن عضلانی یا بافتی.

  • Diese Übungen tonieren die Bauchmuskulatur.این تمرینات عضلات شکم را تقویت می‌کنند.
  • Eine gute Massage kann die Haut tonieren.یک ماساژ خوب می‌تواند پوست را تقویت کند.