tonieren
آواز خواندن، سرودن، به صدا درآوردن
Beispiele
- Wir wollen zu Chor ''tonieren'', und mit Gesange den Herren loben.ما میخواهیم در گروه کُر آواز بخوانیم و خداوند را با سرود ستایش کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی رنگ یا تُن خاصی دادن، معمولاً برای تغییر ظاهر یا بهبود آن.
- Der Friseur hat ihre Haare leicht toniert.آرایشگر موهای او را کمی رنگ کرد (تونینگ کرد).
- Man kann Fotos digital tonieren, um eine bestimmte Stimmung zu erzeugen.میتوان عکسها را به صورت دیجیتالی رنگآمیزی کرد تا حال و هوای خاصی ایجاد شود.
2
Akkusativ
در پزشکی، به معنای تقویت یا بهبود تُن عضلانی یا بافتی.
- Diese Übungen tonieren die Bauchmuskulatur.این تمرینات عضلات شکم را تقویت میکنند.
- Eine gute Massage kann die Haut tonieren.یک ماساژ خوب میتواند پوست را تقویت کند.