tonnenförmig

Aussprache: /ˈtɔnənˌfœʁmɪç/
Worttrennung: ton·nen·för·mig
صفت

بشکه مانند، استوانه‌ای

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به بشکه یا استوانه؛ پهن در وسط و باریک‌تر در دو انتها یا کاملاً استوانه‌ای.

  • Der Mann hatte einen dicken, tonnenförmigen Bauch.مرد شکمی چاق و بشکه مانند داشت.
  • Die Statue hatte eine tonnenförmige Basis.مجسمه پایه‌ای استوانه‌ای شکل داشت.
  • Das Gebäude war tonnenförmig und ragte aus der Landschaft heraus.ساختمان بشکه مانند بود و از منظره بیرون زده بود.