tonnenschwer
بسیار سنگین، چند تنی، وزین، سنگین (کنایه)
Bedeutungen
1
بسیار سنگین، به اندازهای که وزن آن چندین تُن باشد.
- Der tonnenschwere Steinblock musste mit einem Kran bewegt werden.بلوک سنگی چند تُنی باید با جرثقیل جابجا میشد.
- Die tonnenschweren Kisten wurden auf das Schiff geladen.جعبههای چند تُنی روی کشتی بارگیری شدند.
- Ein tonnenschwerer Baum fiel während des Sturms um.درختی چند تُنی در طول طوفان افتاد.
2
بسیار مهم، جدی یا تأثیرگذار (به صورت کنایه یا استعاری).
- Diese Entscheidung hat tonnenschwere Konsequenzen für die Zukunft.این تصمیم عواقب بسیار سنگین و مهمی برای آینده دارد.
- Er trug die tonnenschwere Last der Verantwortung.او بار سنگین مسئولیت را بر دوش میکشید.
- Die Worte des Lehrers hatten eine tonnenschwere Bedeutung für den Schüler.سخنان معلم برای دانشآموز معنایی بسیار عمیق و مهم داشت.