فعل
مستانه راه رفتن، تلورانس داشتن، لرزان حرکت کردن
معانی و تعاریف torkeln:
- با بیثباتی و تلوتلو خوردن راه رفتن (معمولاً به دلیل مستی، خستگی یا ضعف)
جملات نمونه برای torkeln:
Der Betrunkene torkelte die Straße entlang.
فرد مست در طول خیابان تلوتلو میخورد.
Nach der langen Wanderung torkelte er ins Zelt.
بعد از پیادهروی طولانی، او تلوتلوخوران وارد چادر شد.