heraustorkeln

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯stɔʁkl̩n/
Worttrennung: her·au·stor·keln
فعل

لنگان لنگان بیرون آمدن، تلوتلوخوران بیرون آمدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با قدم‌های نامطمئن و تلوتلوخوران از جایی خارج شدن، معمولاً به دلیل مستی، خستگی یا بیماری.

  • Nach der langen Nacht im Club torkelte er am Morgen aus dem Gebäude heraus.بعد از شب طولانی در کلاب، او صبح از ساختمان بیرون تلوتلو خورد.
  • Der Betrunkene torkelte langsam aus der Kneipe heraus.مرد مست به آرامی از میخانه بیرون لنگان لنگان رفت.