eintorten
کیک پرت کردن (به صورت)، کیک انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی که در کیک گذاشته میشود)
چیزی را در کیک گذاشتن یا در کیک پختن.
- Sie hat eine kleine Überraschung in den Kuchen eingetortet.او یک سورپرایز کوچک در کیک قرار داد.
- Der Bäcker tortete eine Münze für das Glück in den Weihnachtskuchen ein.نانوا سکهای برای شانس در کیک کریسمس پخت.
2
Akkusativ (چیزی که پنهان میشود)
(مجازی، طنزآمیز) چیزی را به طور محکم پنهان کردن یا محصور کردن (مانند چیزی که در کیک پنهان شده است).
- Er versuchte, seine Schuldgefühle tief in seinem Inneren einzutorten.او تلاش کرد احساس گناهش را عمیقاً در درون خود پنهان کند.
- Die Firma hat die wahren Kosten des Projekts erfolgreich eingetortet.شرکت هزینههای واقعی پروژه را با موفقیت پنهان کرد.
3
Akkusativ (شخصی که کیک به صورتش پرت میشود)
کیک را به صورت کسی پرت کردن، به ویژه به عنوان شوخی یا جشن.
- Zum Geburtstag wurde ihm ein Stück Kuchen ins Gesicht eingetortet.برای تولدش، تکه کیکی به صورتش پرت شد.
- Die Kinder lachten, als sie den Clown mit einem Tortenstück eintorten.بچهها خندیدند وقتی دلقک را با تکه کیکی به صورتش زدند.