eintorten

Aussprache: /ˈaɪntɔrtən/
Worttrennung: ein·tor·ten
فعل

کیک پرت کردن (به صورت)، کیک انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (چیزی که در کیک گذاشته می‌شود)

چیزی را در کیک گذاشتن یا در کیک پختن.

  • Sie hat eine kleine Überraschung in den Kuchen eingetortet.او یک سورپرایز کوچک در کیک قرار داد.
  • Der Bäcker tortete eine Münze für das Glück in den Weihnachtskuchen ein.نانوا سکه‌ای برای شانس در کیک کریسمس پخت.
2 Akkusativ (چیزی که پنهان می‌شود)

(مجازی، طنزآمیز) چیزی را به طور محکم پنهان کردن یا محصور کردن (مانند چیزی که در کیک پنهان شده است).

  • Er versuchte, seine Schuldgefühle tief in seinem Inneren einzutorten.او تلاش کرد احساس گناهش را عمیقاً در درون خود پنهان کند.
  • Die Firma hat die wahren Kosten des Projekts erfolgreich eingetortet.شرکت هزینه‌های واقعی پروژه را با موفقیت پنهان کرد.
3 Akkusativ (شخصی که کیک به صورتش پرت می‌شود)

کیک را به صورت کسی پرت کردن، به ویژه به عنوان شوخی یا جشن.

  • Zum Geburtstag wurde ihm ein Stück Kuchen ins Gesicht eingetortet.برای تولدش، تکه کیکی به صورتش پرت شد.
  • Die Kinder lachten, als sie den Clown mit einem Tortenstück eintorten.بچه‌ها خندیدند وقتی دلقک را با تکه کیکی به صورتش زدند.