tosen
غریدن، خروشیدن، غوغا کردن (مانند دریا، باد)
Bedeutungen
1
(intransitiv)
غریدن، خروشیدن، طوفانی شدن (صدای بلند و خشمگین، مانند دریا، باد، آبشار)
- Das Meer tost in der Brandung gegen die Felsen.دریا در امواج خروشان به صخرهها میغرد.
- Der Wind toste um das alte Haus.باد دور خانه قدیمی زوزه میکشید.
2
(intransitiv)
غریو کشیدن، هیاهو کردن (جمعیت، تشویق)
- Die Menge toste vor Begeisterung, als der Sänger die Bühne betrat.جمعیت از هیجان غریو میکشید، وقتی خواننده روی صحنه آمد.
- Der Applaus toste durch den Saal nach der Aufführung.تشویق پس از اجرا در سالن طنینانداز شد.