totarbeiten

Aussprache: /ˈtoːtˌʔarbaɪtn̩/
Wortzerlegung: tot·a·r·bei·ten
فعل

از فرط کار مردن، خود را از پا درآوردن

Beispiele

  • Kann eine Kleidermacherin einen kleinen Kreis von Kunden gewinnen, so zwingt die Konkurrenz sie, sich zu Hause ''totzuarbeiten'', um ihn zu erhalten, und mit derselben Überarbeit muß sie notwendig ihre Gehilfinnen heimsuchen.خیاطی که بتواند دایره کوچکی از مشتریان را جذب کند، مجبور است در خانه خود را از فرط کار زیاد از پا درآورد تا آن را حفظ کند، و همین کار بیش از حد ضروری است که به دستیارانش نیز سرایت کند.

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

خود را با کار زیاد و طاقت‌فرسا خسته کردن تا جایی که از پا بیفتد یا بیمار شود.

  • Er hat sich in den letzten Monaten totgearbeitet.او در ماه‌های اخیر خودش را از فرط کار از پا انداخته است.
  • Sie sollten aufpassen, dass Sie sich nicht totarbeiten.شما باید مراقب باشید که خودتان را از فرط کار از پا نیندازید.