Deklinierte Form
رنگ پریده (مانند مردگان)
معانی و تعاریف totenbleichen:
- از دست دادن شدید رنگ صورت به دلیل ترس، شوک، وحشت یا بیماری شدید، به طوری که پوست کاملاً سفید و بیروح به نظر برسد.
جملات نمونه برای totenbleichen:
Als er die schreckliche Nachricht hörte, bleichte er tot und konnte kaum noch stehen.
وقتی خبر وحشتناک را شنید، رنگش کاملاً پرید و به سختی میتوانست بایستد.
Die Zeugin bleichte tot, als der Angeklagte sie im Gerichtssaal anstarrte.
شاهد زن هنگام خیره شدن متهم به او در دادگاه، به شدت رنگپریده شد.