فعل
بیش از حد پختن (مخصوصاً سبزیجات)
معانی و تعاریف totkochen:
- (غذا را) بیش از حد پختن به طوری که له شود یا کیفیت خود را از دست بدهد
- (ایده یا موضوعی را) با بحث و بررسی بیش از حد، از بین بردن یا بیاثر کردن
جملات نمونه برای totkochen:
„[…] Gemüse [sollte] noch Biss haben, wenn es auf den Teller kommt. Ihr Körper wird es Ihnen danken, wenn Sie die Nahrungsmittel nicht ''totkochen''!“
«سبزیجات باید هنگام سرو هنوز ترد باشند. بدنتان از شما تشکر خواهد کرد اگر مواد غذایی را بیش از حد نپزید!»
Sie hat das Gemüse totgekocht.
او سبزیجات را زیاد پخته بود (له کرده بود).
Pass auf, dass du die Nudeln nicht totkochst!
مواظب باش که پاستا را زیاد نپزی (له نکنی)!