totsaufen
از شدت نوشیدن الکل مردن، خود را با نوشیدن الکل از پا درآوردن (اصطلاح عامیانه)
Beispiele
- Der Ketzer Luther sei vom Teufel geholt worden, er ''habe'' sich ''totgesoffen,'' am Bettpfosten erhängt et cetera.گفته میشود که لوتر بدعتگذار توسط شیطان برده شده است، او از شدت نوشیدن الکل مرده است، خود را در چارچوب تخت حلقآویز کرده و غیره.
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
خود را با نوشیدن بیش از حد الکل کشتن؛ آنقدر نوشیدن که منجر به مرگ شود.
- Er hat sich fast totgesoffen.او تقریباً خودش را با نوشیدن کشت.
- Man kann sich mit Alkohol totsaufen.میتوان با الکل خود را کشت.