فعل
مسکوت گذاشتن، پنهان کردن با سکوت
معانی و تعاریف totschweigen:
- موضوعی را با سکوت و نادیده گرفتن، از بین بردن یا از بحث خارج کردن؛ مسکوت گذاشتن
جملات نمونه برای totschweigen:
„In den staatlichen russischen Medien wurden die Kundgebungen der Opposition vom Dienstag ''totgeschwiegen.''“
در رسانههای دولتی روسیه، تظاهرات اپوزیسیون روز سهشنبه مسکوت گذاشته شد.
Die Regierung versuchte, den Skandal totzuschweigen.
دولت تلاش کرد تا رسوایی را مسکوت بگذارد.
Man kann Probleme nicht einfach totschweigen, sie kommen irgendwann wieder hoch.
نمیتوان مشکلات را به سادگی نادیده گرفت، آنها بالاخره دوباره ظاهر میشوند.