totschweigen
مسکوت گذاشتن، پنهان کردن با سکوت
Beispiele
- In den staatlichen russischen Medien wurden die Kundgebungen der Opposition vom Dienstag ''totgeschwiegen.در رسانههای دولتی روسیه، تظاهرات اپوزیسیون روز سهشنبه مسکوت گذاشته شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
موضوعی را با سکوت و نادیده گرفتن، از بین بردن یا از بحث خارج کردن؛ مسکوت گذاشتن
- Die Regierung versuchte, den Skandal totzuschweigen.دولت تلاش کرد تا رسوایی را مسکوت بگذارد.
- Man kann Probleme nicht einfach totschweigen, sie kommen irgendwann wieder hoch.نمیتوان مشکلات را به سادگی نادیده گرفت، آنها بالاخره دوباره ظاهر میشوند.