tottrinken

Aussprache: /ˈtoːtˌtʁɪŋkn̩/
Wortzerlegung: tottrin·ken
فعل

از شدت زیاده‌روی در الکل مردن، خود را با الکل نابود کردن

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

خود را با مصرف مداوم و افراطی الکل طی سال‌ها به کشته‌شدن یا مرگ کشاندن

  • Er hat sich über die Jahre langsam totgetrunken.او طی سال‌ها به تدریج خودش را با نوشیدن الکل به کشتن داد.
  • Manche Menschen trinken sich aus Verzweiflung tot.برخی افراد از سر ناامیدی خود را با نوشیدن الکل نابود می‌کنند و می‌کشند.