totzuärgern
تا حد مرگ عصبانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را تا حد بسیار زیادی عصبانی و ناراحت کردن، به طوری که گویی تا حد مرگ آزار دیده است؛ کلافه کردن شدید.
- Es ist sinnlos, sich von solchen Ignoranten totzuärgern lassen.بیمعنی است که اجازه دهی چنین افراد نادانی تو را تا حد مرگ عصبانی کنند.
- Er versuchte, sie mit seinen Provokationen totzuärgern, aber sie blieb gelassen.او سعی کرد با تحریکاتش او را تا حد مرگ عصبانی کند، اما او آرام ماند.