trächtig
آبستن، باردار (برای حیوانات پستاندار ماده)
Beispiele
- Nur die ''trächtigen'' Mutterschafe werden im Stall gehalten.فقط میشهای آبستن در آغل نگهداری میشوند.
- Die Löwin dort scheint ''trächtig'' zu sein.به نظر میرسد آن شیر ماده آبستن است.
آبستن، باردار (برای حیوانات پستاندار ماده)