eintreffen
رسیدن، وارد شدن، به حقیقت پیوستن
Bedeutungen
1
in + Dativ (Ort) / an + Dativ (Ort)
رسیدن و وارد شدن یک شخص، وسیله نقلیه یا محموله به مقصد پس از طی مسیر.
- Der Zug aus Berlin trifft um 15 Uhr im Hauptbahnhof ein.قطار از برلین ساعت ۱۵ در ایستگاه اصلی میرسد.
- Wir warten darauf, dass die Lieferung endlich eintrifft.ما منتظریم که بالاخره محموله برسد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به حقیقت پیوستن، رخ دادن یا تحقق یافتن یک پیشبینی، حدس، پیشگویی یا امری (اغلب نگرانکننده).
- Die befürchteten Probleme sind eingetroffen.مشکلات مورد بیم افتاده رخ دادند.
- Seine Vorhersage ist leider eingetroffen.متأسفانه پیشبینی او به حقیقت پیوست.