wiedertreffen
دوباره ملاقات کردن، مجدداً دیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich
کسی را پس از گذشت مدتی دوباره دیدن و با او ملاقات کردن.
- Ich habe meinen alten Schulfreund gestern auf der Straße wiedertroffen.من دیروز در خیابان با دوست قدیمی مدرسهام دوباره ملاقات کردم.
- Nach vielen Jahren trafen sie sich in der Heimatstadt wieder.آنها پس از سالها در شهر زادگاهشان دوباره همدیگر را ملاقات کردند.