auftreffen
برخورد کردن, اصابت کردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas auftreffen)
جسم، قطره یا پرتو نور بر سطح یا مانعی برخورد کردن و فرود آمدن.
- Die Regentropfen trafen auf das Fenster.قطرات باران به پنجره برخورد کردند.
- Das Licht traf auf die glatte Oberfläche und wurde reflektiert.نور به سطح صاف برخورد کرد و منعکس شد.
2
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas auftreffen)
با واکنش، نقد یا بازخوردی (مثبت یا منفی) از سوی دیگران مواجه شدن.
- Seine Idee traf auf große Zustimmung.ایده او با استقبال زیادی مواجه شد.
- Der Vorschlag traf auf unerwartete Kritik.این پیشنهاد با انتقاد غیرمنتظرهای روبرو شد.