aufeinandertreffen
رویارویی داشتن، برخورد کردن، تلاقی کردن
Bedeutungen
1
Intransitiv (ohne Objekt)
دو تیم، فرد یا گروه در مسابقه، نبرد یا جلسه با یکدیگر روبرو شدن.
- Die beiden Mannschaften treffen im Finale aufeinander.دو تیم در فینال با هم روبرو میشوند.
- Bei der Konferenz trafen Wissenschaftler aus aller Welt aufeinander.در کنفرانس، دانشمندانی از سراسر جهان با هم روبرو شدند.
2
Intransitiv (ohne Objekt)
فرهنگها، ایدهها، عقاید یا نیروهای متضاد با هم برخورد و تلاقی پیدا کردن.
- In dieser Stadt treffen verschiedene Kulturen aufeinander.در این شهر، فرهنگهای مختلفی با هم تلاقی پیدا میکنند.
- Die alten Traditionen und neuen Ideen trafen aufeinander.سنتهای قدیمی و ایدههای جدید با هم برخورد کردند.