abtragen
تخریب و خاکبرداری کردن، کسر/پرداخت بدهی، پوشیدن تا کهنگی
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) abtragen
ساختمان، تپه، خاک آلوده یا لایهای از سطح را تخریب کردن و لایه لایه برداشتن
- Die alte Fabrik wird abgetragen.کارخانه قدیمی تخریب و برداشته میشود.
- Die Bauarbeiter trugen den Schutt ab.کارگران ساختمانی آوار را برداشتند.
2
Schulden/Kredit (Akkusativ) abtragen
بدهی، وام یا قسط را به تدریج و مرحله به مرحله پرداخت و تسویه کردن
- Er arbeitet hart, um seine Schulden abzutragen.او سخت کار میکند تا بدهیهایش را تسویه کند.
- Die Raten für das Auto müssen monatlich abgetragen werden.اقساط ماشین باید ماهانه پرداخت شوند.
3
etwas (Akkusativ) abtragen
لباس یا کفشی را آنقدر استفاده کردن که کاملاً کهنه و مندرس شود
- Diese Schuhe habe ich jahrelang abgetragen.این کفشها را سالها پوشیدم تا کهنه شدند.
- Sein alter Mantel war völlig abgetragen.پالتوی کهنهاش کاملاً فرسوده شده بود.
4
etwas (Akkusativ) abtragen
ظروف و بقایای غذا را بعد از صرف غذا از روی میز جمع کردن و بردن
- Der Kellner trug die leeren Teller ab.پیشخدمت بشقابهای خالی را جمع کرد.
- Bitte tragen Sie die benutzten Servietten ab.لطفاً دستمال سفرههای استفاده شده را جمع کنید.