trällern
با خوشحالی آواز خواندن (بدون دقت به متن یا نت)، زمزمه کردن
Bedeutungen
1
transitiv/intransitiv
آواز خواندن با صدای بلند و شاد، اغلب به صورت بداهه یا بدون فکر زیاد، شبیه به چهچه پرندگان.
- Sie trällerte fröhlich vor sich hin, während sie die Blumen goss.او در حالی که به گلها آب میداد، شادمانه زیر لب آواز میخواند.
- Der Sänger trällerte eine bekannte Melodie.خواننده یک ملودی آشنا را با شادمانی خواند.