trällern

Aussprache: /ˈtʁɛlɐn/
Worttrennung: träl·lern
فعل

با خوشحالی آواز خواندن (بدون دقت به متن یا نت)، زمزمه کردن

Bedeutungen

1 transitiv/intransitiv

آواز خواندن با صدای بلند و شاد، اغلب به صورت بداهه یا بدون فکر زیاد، شبیه به چهچه پرندگان.

  • Sie trällerte fröhlich vor sich hin, während sie die Blumen goss.او در حالی که به گل‌ها آب می‌داد، شادمانه زیر لب آواز می‌خواند.
  • Der Sänger trällerte eine bekannte Melodie.خواننده یک ملودی آشنا را با شادمانی خواند.