tränenerstickt
خفه از گریه، بغضآلود
Bedeutungen
1
به حالتی اشاره دارد که فرد به دلیل شدت گریه یا بغض، به سختی میتواند صحبت کند یا نفس بکشد.
- Sie war so tränenerstickt, dass sie kaum ein Wort herausbrachte.او آنقدر از گریه خفه شده بود که به سختی توانست کلمهای بیان کند.
- Seine Stimme war tränenerstickt, als er die Nachricht hörte.صدایش هنگام شنیدن خبر، بغضآلود بود.
- Mit tränenerstickter Stimme dankte er ihr für ihre Hilfe.او با صدایی بغضآلود از او برای کمکش تشکر کرد.