tränenerstickt

Aussprache: /ˈtʁɛːnənʔɛɐ̯ˌʃtɪkt/
Worttrennung: trä·nen·er·stickt
صفت

خفه از گریه، بغض‌آلود

Bedeutungen

1

به حالتی اشاره دارد که فرد به دلیل شدت گریه یا بغض، به سختی می‌تواند صحبت کند یا نفس بکشد.

  • Sie war so tränenerstickt, dass sie kaum ein Wort herausbrachte.او آنقدر از گریه خفه شده بود که به سختی توانست کلمه‌ای بیان کند.
  • Seine Stimme war tränenerstickt, als er die Nachricht hörte.صدایش هنگام شنیدن خبر، بغض‌آلود بود.
  • Mit tränenerstickter Stimme dankte er ihr für ihre Hilfe.او با صدایی بغض‌آلود از او برای کمکش تشکر کرد.