tränennass
خیس از اشک، اشکآلود
Bedeutungen
1
به حالتی اشاره دارد که چشمها یا صورت به دلیل گریه کردن، خیس از اشک شدهاند.
- Nach dem traurigen Film waren ihre Wangen tränennass.بعد از فیلم غمانگیز، گونههایش اشکآلود بود.
- Er wischte sich die tränennassen Augen und versuchte, ruhig zu bleiben.او چشمان اشکآلودش را پاک کرد و سعی کرد آرام بماند.
- Die Nachricht vom Verlust ihres Haustieres machte ihre Augen tränennass.خبر از دست دادن حیوان خانگیاش چشمانش را اشکآلود کرد.