wegtrinken

Aussprache: /ˈvɛktʁɪŋkən/
Worttrennung: weg·trin·ken
فعل

نوشیدن و تمام کردن، با نوشیدن از بین بردن/فراموش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

نوشیدنی (به‌ویژه سهم دیگری یا کل ذخیره) را سریع نوشیدن و تمام کردن.

  • Er hat die ganze Flasche Wein weggetrunken.او تمام بطری شراب را نوشید و تمام کرد.
  • Sie trank ihm den letzten Schluck Bier weg.او آخرین جرعه آبجو را از او نوشید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas wegtrinken)

غم، درد یا مشکلات را با نوشیدن الکل موقتاً محو و فراموش کردن.

  • Er versucht, seine Sorgen wegzutrinken.او سعی می‌کند غم‌هایش را با نوشیدن از بین ببرد.
  • Sie hat versucht, den Schmerz wegzutrinken, aber es hat nicht geholfen.او سعی کرد درد را با نوشیدن فراموش کند، اما کمکی نکرد.