antrinken

Aussprache: /ˈanˌtrɪŋkn̩/
Worttrennung: antrin·ken
فعل

کمی نوشیدن، شروع به نوشیدن کردن؛ سرکیف شدن با الکل

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) + einen Rausch / Anflug

با نوشیدن تدریجی الکل، کمی مست یا سرکیف شدن؛ شروع به نوشیدن الکل کردن.

  • Er hat sich auf der Party schnell angetrunken.او در مهمانی به سرعت کمی سر کیف شد.
  • Nach dem ersten Glas Wein trank sie sich langsam an.پس از اولین لیوان شراب، او به تدریج کمی نوشید و احساس بهتری پیدا کرد.
2 Akkusativ (etwas antrinken)

شروع به نوشیدن از یک بطری یا لیوان دست‌نخورده کردن (چشیدن یا باز کردن نوشیدنی).

  • Wer hat diese Flasche Wein angetrunken?چه کسی این بطری شراب را باز کرده و کمی از آن نوشیده است؟
  • Der Kellner brachte die Flasche und der Gast trank sie an.پیشخدمت بطری را آورد و مهمان آن را باز کرد و کمی نوشید.