abtreten

Aussprache: /ˈapˌtreːtn̩/
Worttrennung: ab·tre·ten
فعل

کناره‌گیری کردن، واگذار کردن، پاک کردن (کفش)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

از یک مقام، سمت یا مسئولیت رسمی کناره‌گیری کردن یا استعفا دادن.

  • Der Präsident wird bald von seinem Amt abtreten.رئیس جمهور به زودی از سمت خود کناره‌گیری خواهد کرد.
  • Nach vielen Jahren trat sie von ihrem Posten ab.او پس از سال‌ها از سمت خود کناره‌گیری کرد.
2 Akkusativ (Recht/Besitz) + an + Akkusativ

یک حق، دارایی یا مالکیت را به شخص دیگری واگذار کردن یا منتقل کردن.

  • Er hat seinen Anteil am Unternehmen an seinen Bruder abgetreten.او سهم خود را از شرکت به برادرش واگذار کرد.
  • Sie trat ihr Erbe an ihre Kinder ab.او ارث خود را به فرزندانش منتقل کرد.
3 Akkusativ (Schuhe)

کفش‌ها را روی پادری یا زمین پاک کردن تا گل و لای یا کثیفی آن‌ها از بین برود.

  • Bitte treten Sie Ihre Schuhe vor der Tür ab.لطفاً کفش‌هایتان را قبل از در پاک کنید.
  • Er trat den Schmutz von seinen Stiefeln ab.او کثیفی را از چکمه‌هایش پاک کرد.