abtreten
کنارهگیری کردن، واگذار کردن، پاک کردن (کفش)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
از یک مقام، سمت یا مسئولیت رسمی کنارهگیری کردن یا استعفا دادن.
- Der Präsident wird bald von seinem Amt abtreten.رئیس جمهور به زودی از سمت خود کنارهگیری خواهد کرد.
- Nach vielen Jahren trat sie von ihrem Posten ab.او پس از سالها از سمت خود کنارهگیری کرد.
2
Akkusativ (Recht/Besitz) + an + Akkusativ
یک حق، دارایی یا مالکیت را به شخص دیگری واگذار کردن یا منتقل کردن.
- Er hat seinen Anteil am Unternehmen an seinen Bruder abgetreten.او سهم خود را از شرکت به برادرش واگذار کرد.
- Sie trat ihr Erbe an ihre Kinder ab.او ارث خود را به فرزندانش منتقل کرد.
3
Akkusativ (Schuhe)
کفشها را روی پادری یا زمین پاک کردن تا گل و لای یا کثیفی آنها از بین برود.
- Bitte treten Sie Ihre Schuhe vor der Tür ab.لطفاً کفشهایتان را قبل از در پاک کنید.
- Er trat den Schmutz von seinen Stiefeln ab.او کثیفی را از چکمههایش پاک کرد.