auftreten
رخ دادن، ظاهر شدن، بروز کردن، اجرا کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
ظاهر شدن، رخ دادن، بروز کردن (به عنوان شخص، رویداد یا پدیده).
- Ein unerwartetes Problem ist aufgetreten.یک مشکل غیرمنتظره رخ داده است.
- Der Verdächtige trat gestern Abend vor Gericht auf.متهم دیروز عصر در دادگاه حاضر شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
اجرا کردن، نمایش دادن (به عنوان هنرمند، نوازنده).
- Die Band wird heute Abend live auftreten.این گروه امشب به صورت زنده اجرا خواهد کرد.
- Er trat als Solist auf der Bühne auf.او به عنوان نوازنده سولو روی صحنه ظاهر شد.
3
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas auftreten)
پا گذاشتن، قدم گذاشتن (روی چیزی).
- Tritt nicht auf die Blumen!روی گلها پا نگذار!
- Er trat auf den Teppich.او روی فرش پا گذاشت.
4
gegenüber + Dativ
برخورد کردن، رفتار کردن (نسبت به کسی).
- Sie trat ihren Kollegen immer freundlich gegenüber.او همیشه با همکارانش رفتار دوستانهای داشت.
- Wie soll ich ihm gegenüber auftreten?من باید با او چگونه رفتار کنم؟