vortreten

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌtreːtn̩/
Worttrennung: vor·tre·ten
فعل

جلو آمدن، پیش رفتن، جلو رفتن (در صف یا گروه)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به جلو حرکت کردن، قدم به جلو گذاشتن، از یک گروه یا صف جدا شده و به سمت جلو آمدن.

  • Der Soldat trat vor, um den Befehl entgegenzunehmen.سرباز جلو آمد تا دستور را دریافت کند.
  • Als mein Name aufgerufen wurde, trat ich aus der Menge vor.وقتی نام من خوانده شد، از میان جمعیت جلو آمدم.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت عمومی ظاهر شدن، خود را معرفی کردن یا نظری را بیان کردن، معمولاً در یک موقعیت رسمی یا عمومی.

  • Der neue CEO trat vor die versammelten Mitarbeiter, um seine Pläne vorzustellen.مدیرعامل جدید در جمع کارکنان حاضر شد تا برنامه‌های خود را ارائه دهد.
  • Nach langer Überlegung trat er vor die Presse, um seine Sicht der Dinge darzulegen.پس از مدت‌ها تفکر، او در مقابل مطبوعات ظاهر شد تا دیدگاه خود را بیان کند.