antreten
شروع کردن, تصدی کردن, به مصاف کسی رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas antreten)
(کاری را) شروع کردن، آغاز کردن (مثلاً یک شغل، سفر، دوره).
- Sie tritt am Montag ihre neue Stelle an.او روز دوشنبه شغل جدیدش را آغاز میکند.
- Die Reise tritt man am besten im Frühling an.بهترین زمان برای شروع سفر، فصل بهار است.
2
zu + Dativ / gegen + Akkusativ
(در مسابقه، امتحان) شرکت کردن، حاضر شدن.
- Er tritt gegen den Weltmeister an.او با قهرمان جهان مسابقه میدهد.
- Sie tritt zur Prüfung an.او در امتحان شرکت میکند.
3
intransitiv (بدون مفعول)
به صف شدن، حاضر شدن (برای انجام کاری).
- Die Soldaten traten vor dem General an.سربازان در مقابل ژنرال صف کشیدند.
- Alle Schüler traten pünktlich an.همه دانشآموزان به موقع حاضر شدند.