auftreten

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌtʁeːtn̩/
Worttrennung: auf·tre·ten
فعل

رخ دادن، ظاهر شدن، بروز کردن، اجرا کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ظاهر شدن، رخ دادن، بروز کردن (به عنوان شخص، رویداد یا پدیده).

  • Ein unerwartetes Problem ist aufgetreten.یک مشکل غیرمنتظره رخ داده است.
  • Der Verdächtige trat gestern Abend vor Gericht auf.متهم دیروز عصر در دادگاه حاضر شد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

اجرا کردن، نمایش دادن (به عنوان هنرمند، نوازنده).

  • Die Band wird heute Abend live auftreten.این گروه امشب به صورت زنده اجرا خواهد کرد.
  • Er trat als Solist auf der Bühne auf.او به عنوان نوازنده سولو روی صحنه ظاهر شد.
3 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas auftreten)

پا گذاشتن، قدم گذاشتن (روی چیزی).

  • Tritt nicht auf die Blumen!روی گل‌ها پا نگذار!
  • Er trat auf den Teppich.او روی فرش پا گذاشت.
4 gegenüber + Dativ

برخورد کردن، رفتار کردن (نسبت به کسی).

  • Sie trat ihren Kollegen immer freundlich gegenüber.او همیشه با همکارانش رفتار دوستانه‌ای داشت.
  • Wie soll ich ihm gegenüber auftreten?من باید با او چگونه رفتار کنم؟