austräumen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌtrɔɪ̯mən/
Worttrennung: aus·träu·men
فعل

خواب دیدن به پایان رسیدن، واقعیت را درک کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / intransitiv

رویایی را به پایان رساندن؛ چیزی را کاملاً یا تا انتها در خواب دیدن.

  • Er träumte seinen schlimmsten Albtraum aus.او بدترین کابوس خود را تا انتها دید.
  • Sie träumte noch eine Weile vor sich hin.او هنوز مدتی به رویا دیدن ادامه داد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، به معنای پایان یافتن یک امید، آرزو یا توهم به دلیل عدم تحقق آن؛ به خود آمدن و واقعیت را درک کردن.

  • Jetzt hat er ausgeträumt, die Prüfung ist nicht bestanden.حالا رویاهایش به پایان رسیده، او در امتحان قبول نشده است.
  • Es ist Zeit, dass du endlich aus deine Träume austräumst.وقت آن است که بالاخره از رویاهایت بیرون بیایی و واقعیت را درک کنی.