austräumen
خواب دیدن به پایان رسیدن، واقعیت را درک کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / intransitiv
رویایی را به پایان رساندن؛ چیزی را کاملاً یا تا انتها در خواب دیدن.
- Er träumte seinen schlimmsten Albtraum aus.او بدترین کابوس خود را تا انتها دید.
- Sie träumte noch eine Weile vor sich hin.او هنوز مدتی به رویا دیدن ادامه داد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت مجازی، به معنای پایان یافتن یک امید، آرزو یا توهم به دلیل عدم تحقق آن؛ به خود آمدن و واقعیت را درک کردن.
- Jetzt hat er ausgeträumt, die Prüfung ist nicht bestanden.حالا رویاهایش به پایان رسیده، او در امتحان قبول نشده است.
- Es ist Zeit, dass du endlich aus deine Träume austräumst.وقت آن است که بالاخره از رویاهایت بیرون بیایی و واقعیت را درک کنی.