träumen
خواب دیدن، رویا پردازیدن
Bedeutungen
1
von + Dativ
در خواب تصاویری را تجربه کردن.
- Ich habe letzte Nacht von dir geträumt.دیشب خواب تو را دیدم.
- Sie träumt oft von Abenteuern.او اغلب خواب ماجراجویی میبیند.
2
von + Dativ
آرزو یا خیال چیزی را در بیداری داشتن.
- Er träumt von einem besseren Leben.او رویای یک زندگی بهتر را در سر دارد.
- Wir träumen davon, einmal um die Welt zu reisen.ما آرزو داریم که روزی دور دنیا سفر کنیم.
3
intransitiv
در عالم رویا بودن، خیالپردازی کردن.
- Sie sitzt am Fenster und träumt.او کنار پنجره نشسته و رویاپردازی میکند.
- Hör auf zu träumen und konzentrier dich!دست از رویاپردازی بردار و تمرکز کن!