träumen

Aussprache: /ˈtʁɔɪ̯mən/
Wortzerlegung: träu·men
فعل

خواب دیدن، رویا پردازیدن

Bedeutungen

1 von + Dativ

در خواب تصاویری را تجربه کردن.

  • Ich habe letzte Nacht von dir geträumt.دیشب خواب تو را دیدم.
  • Sie träumt oft von Abenteuern.او اغلب خواب ماجراجویی می‌بیند.
2 von + Dativ

آرزو یا خیال چیزی را در بیداری داشتن.

  • Er träumt von einem besseren Leben.او رویای یک زندگی بهتر را در سر دارد.
  • Wir träumen davon, einmal um die Welt zu reisen.ما آرزو داریم که روزی دور دنیا سفر کنیم.
3 intransitiv

در عالم رویا بودن، خیال‌پردازی کردن.

  • Sie sitzt am Fenster und träumt.او کنار پنجره نشسته و رویاپردازی می‌کند.
  • Hör auf zu träumen und konzentrier dich!دست از رویاپردازی بردار و تمرکز کن!