trödeln

Aussprache: /ˈtrøːdl̩n/
Wortzerlegung: trö·deln
فعل

لفت دادن، امروز و فردا کردن، وقت تلف کردن

Beispiele

  • Kleine Kinder neigen dazu zu ''trödeln.کودکان کوچک معمولاً لفت می‌دهند (کُند عمل می‌کنند).
  • Wenn du weiter so ''trödelst,'' kommen wir nie rechtzeitig in die Oper.اگر همین‌طور لفت بدهی، هرگز به موقع به اپرا نمی‌رسیم.
  • Immer wenn es schnell gehen muss, ''trödelt'' Paul.پاول همیشه وقتی قرار است کارها سریع پیش برود، لفت می‌دهد.
  • Am Samstag gehen wir zum Flohmarkt, um zu ''trödeln''.شنبه می‌رویم بازار روز تا همه‌جا را بگردیم و وقت بگذرانیم.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

وقت تلف کردن، تعلل کردن، کند کار کردن یا حرکت کردن

  • Beeil dich, trödel nicht!عجله کن، وقت تلف نکن!
  • Er trödelt immer, wenn er aufräumen soll.او همیشه وقتی قرار است مرتب کند، تعلل می‌کند.