trölen

Aussprache: /ˈtʁøːlən/
Wortzerlegung: trö·len
فعل

به تعویق انداختن، کش دادن، وقت تلف کردن

Beispiele

  • Um 1650 machte man mehrfach Vorschläge, um das damals verbreitete ''Trölen'' in den Griff zu bekommen und zu unterbinden.در حدود سال ۱۶۵۰، بارها پیشنهادهایی برای کنترل و جلوگیری از وقت تلف کردن رایج در آن زمان ارائه شد.
  • Es ist dabei wohl zu bemerken, dass die Frist von keinem Teil als absolut verpasst hingestellt werden kann, wenn noch Verhandlungen schweben, wenn also die Arbeiter offenbar nicht in der Absicht zu ''trölen'', sondern weil gewisse Umstände sie dazu berechtigen, sich einer Uebertretung dieser Frist schuldig machen.باید در نظر داشت که هیچ بخشی نمی‌تواند مهلت را مطلقاً از دست رفته تلقی کند، اگر مذاکرات هنوز در جریان باشد، یعنی اگر کارگران آشکارا قصد وقت تلف کردن را نداشته باشند، بلکه به دلیل شرایط خاصی که آنها را توجیه می‌کند، مرتکب نقض این مهلت شوند.

Bedeutungen

1 نامشخص

این فعل در آلمانی استاندارد وجود ندارد یا بسیار نادر و محلی است و نمی‌توان آن را غنی‌سازی کرد.

  • Dieses Verb ist im Standarddeutschen nicht gebräuchlich.این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست.
  • Es könnte sich um einen Dialektausdruck handeln.ممکن است یک اصطلاح گویشی باشد.