tröpfeln
قطره قطره چکیدن، نم نم باریدن
Beispiele
- Bei diesem geringen Wasserdruck ''tröpfelt'' es nur noch aus der Leitung.با این فشار کم آب، فقط قطره قطره از لوله بیرون میآید.
- Durch das undichte Dach ''tröpfelt'' es bei jedem Regenguss.از سقف چکه کننده در هر باران نم نم آب میچکد.
Bedeutungen
1
kein Objekt
مایعی به صورت قطره قطره ریختن یا چکه کردن.
- Das Wasser tröpfelte aus dem Wasserhahn.آب از شیر آب چکه میکرد.
- Es tröpfelte den ganzen Tag.تمام روز نم نم بارید.
2
kein Objekt
(افراد، اطلاعات) به آرامی و در تعداد کم وارد شدن.
- Die ersten Gäste tröpfelten langsam ein.اولین مهمانها به آرامی و کم کم وارد شدند.
- Die Informationen tröpfelten nur spärlich herein.اطلاعات فقط به ندرت و کم کم به دست میآمد.