tröpfeln

Aussprache: /ˈtʁœpfl̩n/
Worttrennung: tröp·feln
فعل

قطره قطره چکیدن, نم نم باریدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

مایعی به صورت قطره قطره ریختن یا چکه کردن.

  • Das Wasser tröpfelt aus dem Wasserhahn.آب از شیر آب قطره قطره می‌چکد.
  • Der Regen tröpfelte nur leicht.باران فقط نم نم می‌بارید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(افراد، اطلاعات، کمک‌ها) به آرامی، در فواصل زمانی طولانی و در تعداد کم وارد شدن یا رسیدن.

  • Die Spenden tröpfeln nur langsam ein.کمک‌ها به آرامی وارد می‌شوند.
  • Nach und nach tröpfelten die Gäste ein.کم‌کم مهمانان از راه رسیدند.