weitertragen
ادامه دادن به حمل، پخش کردن (اطلاعات)، منتقل کردن (سنت/فرهنگ)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) weitertragen
بار یا شیئی را مسافتی بیشتر یا به مکانی بعدی حمل کردن.
- Die Träger trugen die Säcke weiter zum Lager.حملکنندگان کیسهها را به انبار بردند.
- Er hat die schwere Last weitergetragen.او بار سنگین را ادامه داد.
2
etwas (Akkusativ) weitertragen
خبر، شایعه یا اطلاعاتی را به افراد بیشتری بازگو کردن و گسترش دادن.
- Gerüchte über die Affäre trugen sich schnell weiter.شایعات مربوط به این ماجرا به سرعت پخش شد.
- Diese Information sollte nicht weitergetragen werden.این اطلاعات نباید پخش شود.
3
etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ weitertragen
ارزشهای فرهنگی، سنت، دانش یا میراثی را به نسلها یا افراد بعدی منتقل کردن.
- Die Eltern tragen ihre Traditionen an die Kinder weiter.والدین سنتهای خود را به فرزندان منتقل میکنند.
- Dieses Wissen wird von Generation zu Generation weitergetragen.این دانش نسل به نسل منتقل میشود.