forttragen

Aussprache: /ˈfɔʁtˌtraːɡn̩/
Worttrennung: fort·tra·gen
فعل

با خود بردن و دور کردن، از بین بردن (غم/مشکلات)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) forttragen

چیزی را (توسط باد، آب یا انسان) با حمل کردن از جایی برداشتن و به دورها بردن.

  • Der Wind trug die Blätter vom Baum fort.باد برگ‌ها را از روی درخت دور برد.
  • Die Helfer trugen die zerstörten Möbel aus dem Haus fort.کمک‌کنندگان اثاثیه تخریب شده را از خانه بیرون بردند.
2 etwas (Akkusativ) forttragen

احساسات منفی، رنج، درد یا نگرانی‌ها را به مرور زمان محو و برطرف کردن (مجازی).

  • Die Zeit trägt alle Sorgen fort.زمان همه غم‌ها را از بین می‌برد.
  • Mit jedem Tag trug er ein Stück seiner Trauer fort.او با هر روز، بخشی از اندوه خود را از بین می‌برد.