umhertragen

Aussprache: /ʊmˈhɛʁˌtraːɡn̩/
Worttrennung: um·her·tra·gen
فعل

این‌ور آن‌ور بردن، پخش کردن (شایعه)، در سر داشتن (فکر/احساس)

Bedeutungen

1 etwas/jemanden (Akkusativ) umhertragen (چیزی/کسی را این‌ور آن‌ور بردن)

چیزی یا کسی را در دست/آغوش گرفته و در مکان‌های مختلف جابه‌جا کردن.

  • Die Mutter trug ihr schlafendes Kind umher.مادر کودک خوابیده‌اش را این‌ور و آن‌ور می‌برد.
  • Er trug die schwere Kiste umher, um einen geeigneten Platz zu finden.او جعبه سنگین را این‌ور و آن‌ور می‌برد تا جای مناسبی پیدا کند.
2 etwas (Akkusativ) umhertragen (چیزی را پخش کردن)

شایعات، اخبار یا ایده‌ها را همه‌جا پخش کردن و میان همه بازگو ساختن.

  • Die Nachricht von seinem Erfolg trug er überall umher.او خبر موفقیتش را همه‌جا پخش می‌کرد.
  • Gerüchte umherzutragen ist keine gute Angewohnheit.پخش کردن شایعات عادت خوبی نیست.
3 etwas (Akkusativ) + in/mit sich umhertragen (چیزی را در درون داشتن/تحمل کردن)

راز، فکر، احساس یا باری را برای مدتی طولانی در ذهن/وجود خود نگه داشتن و تحمل کردن.

  • Er trug die Schuld jahrelang mit sich umher.او سال‌ها بار گناه را در درون خود حمل می‌کرد.
  • Sie trug einen tiefen Schmerz in sich umher.او درد عمیقی را در درون خود داشت.