trabten
آنها دویدند
Bedeutungen
1
nicht relevant
حرکت کردن با گامهای آهسته و منظم، به ویژه در مورد اسبها که یورتمه میروند، یا به صورت استعاری برای توصیف پیشرفت کند اما پیوسته.
- Der Reiter trabte gemächlich auf seinem Pferd durch die weiten Felder.سوارکار با اسبش به آرامی در میان دشتهای وسیع یورتمه میرفت.
- Trotz der Schwierigkeiten trabte das Projekt langsam, aber stetig voran.علیرغم مشکلات، پروژه به آرامی اما پیوسته پیش میرفت.