Konjugierte Form
در پی بودن، در جستجوی بودن (شکل امری یا اول شخص مفرد حال)
معانی و تعاریف trachte:
- با جدیت و تمرکز زیاد برای رسیدن به هدفی والا یا دستیابی به چیزی مهم تلاش کردن؛ در پی چیزی بودن.
- در پی آزار یا آسیب رساندن به کسی بودن (معنای قدیمیتر یا ادبی).
جملات نمونه برای trachte:
Er trachtet stets nach Wissen und Weisheit, um sein Leben zu vervollkommnen.
او همواره در پی دانش و خرد است تا زندگی خود را کامل کند.
Die Philosophen trachteten nach der Wahrheit hinter den Erscheinungen.
فیلسوفان در پی حقیقت ورای پدیدهها بودند.
Der Verleumder trachtete ihr nach ihrem guten Ruf.
تهمتزننده در پی لطمه زدن به آبروی او بود.