zutreffen
صحیح بودن، صدق کردن، مطابقت داشتن
Beispiele
- Die immer wieder aufgestellte Behauptung, dass er aus Römerzeit gestammt haben soll, kann bestenfalls auf die Grundmauern ''zutreffen'' und auch hierfür gibt es keinerlei Beweise.این ادعای مکرر که او از دوران روم آمده است، حداکثر میتواند در مورد پیهای اصلی صدق کند و حتی برای این هم هیچ مدرکی وجود ندارد.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
(یک اظهار، توصیف یا پیشبینی) صحیح بودن، صدق کردن، مصداق داشتن
- Diese Beschreibung trifft genau auf ihn zu.این توصیف دقیقاً در مورد او صدق میکند.
- Trifft diese Aussage auch auf die neue Situation zu?آیا این گفته در مورد وضعیت جدید نیز صدق میکند؟