antreffen
یافتن، پیدا کردن (در جایی)، روبرو شدن با شرایط
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in / zu)
کسی یا چیزی را هنگام حضور در مکانی مشخص یافتن یا دیدن
- Ich habe ihn gestern Abend überraschend in der Bibliothek angetroffen.من دیشب او را به طور غافلگیرکنندهای در کتابخانه یافتم (دیدم).
- Wir konnten leider niemanden zu Hause antreffen.متأسفانه نتوانستیم کسی را در خانه پیدا کنیم.
2
Akkusativ
با اوضاع، صحنه یا وضعیتی خاص در مکانی مواجه شدن
- Die Einsatzkräfte trafen am Unfallort eine chaotische Lage an.نیروهای امدادی در محل حادثه با شرایطی آشفته روبرو شدند.