hineintragen
به داخل حمل کردن، وارد کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + in + Akkusativ
چیزی را با دست یا روی دوش از بیرونی به محیطی داخلی منتقل کردن.
- Er trägt die Einkäufe in die Küche hinein.او خریدها را به داخل آشپزخانه میبرد.
- Wir müssen die Möbel in das neue Haus hineintragen.ما باید مبلمان را به داخل خانه جدید ببریم.
2
etwas (Akkusativ) + in + Akkusativ
مشکلات شخصی، بدخلقی یا اختلافات کاری را به زندگی خانوادگی یا رابطه دیگری کشاندن و وارد کردن (مجازی).
- Trage deine schlechte Laune nicht ins Büro hinein.بدخلقی خود را به دفتر کار نیاور.
- Sie trägt ihre Probleme oft in die Beziehung hinein.او اغلب مشکلاتش را وارد رابطه میکند.