tragen
حمل کردن، پوشیدن
Beispiele
- Er ''trug'' schwer an dieser Last.او زیر بار این بار سنگین خم میشد (حمل میکرد).
- Als das Baby sich gar nicht beruhigen wollten, nahm sie es auf den Arm und ''trug'' es durch die Wohnung ihm ein Lied vorsingend.وقتی نوزاد اصلاً آرام نمیگرفت، او را در آغوش گرفت و در حالی که برایش ترانهای میخوانید در خانه راه برد.
- [Beim Fackellauf zu den Olympischen Sommerspielen 2008 in Peking] wurde die Fackel über eine Distanz von 137.000 Kilometern ''getragen,'' womit der Fackellauf 2008 der längste der Geschichte war.[در حمل مشعل المپیک تابستانی ۲۰۰۸ در پکن] مشعل مسافتی معادل ۱۳۷۰۰۰ کیلومتر حمل شد، به طوری که حمل مشعل ۲۰۰۸ طولانیترین در تاریخ بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از جایی به جای دیگر منتقل کردن، معمولاً با دست یا روی بدن.
- Er trägt eine schwere Tasche.او یک کیف سنگین حمل میکند.
- Kannst du mir bitte helfen, diese Kiste zu tragen?میتوانی لطفاً به من کمک کنی این جعبه را حمل کنم؟
2
Akkusativ
لباس یا زیورآلاتی را بر تن داشتن.
- Sie trägt ein rotes Kleid.او یک لباس قرمز پوشیده است.
- Er trägt immer eine Brille.او همیشه عینک میزند.
3
Akkusativ
چیزی ناخوشایند یا دشوار را پذیرفتن و با آن کنار آمدن.
- Er musste die Konsequenzen seiner Fehler tragen.او مجبور بود عواقب اشتباهاتش را تحمل کند.
- Sie trägt die Verantwortung für das Projekt.او مسئولیت پروژه را بر عهده دارد.
4
zu + Dativ
به چیزی کمک کردن یا در موفقیت آن نقش داشتن.
- Jeder sollte seinen Teil zum Erfolg tragen.هر کس باید سهم خود را در موفقیت داشته باشد.
- Diese Maßnahme trägt zur Verbesserung der Situation bei.این اقدام به بهبود وضعیت کمک میکند.
5
sich + mit + Dativ
به طور جدی به انجام کاری فکر کردن یا قصد آن را داشتن.
- Er trägt sich mit dem Gedanken, auszuwandern.او در فکر مهاجرت است.
- Sie trägt sich mit dem Plan, ein eigenes Geschäft zu eröffnen.او قصد دارد یک کسب و کار خودش را راهاندازی کند.