herantragen
نزدیکتر آوردن، مطرح کردن (ایده/مشکل با کسی)، حمل کردن به سمت کسی
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ (herantragen)
مشکل، ایده، نگرانی یا درخواستی را به مسئولان، مدیریت یا شخص ذیصلاح مطرح و ارائه کردن.
- Die Mitarbeiter tragen ihre Anliegen an die Geschäftsführung heran.کارمندان درخواستهای خود را به مدیریت شرکت مطرح میکنند.
- Er traute sich nicht, seine Bedenken an den Chef heranzutragen.او جرأت نکرد نگرانیهایش را به رئیس خود مطرح کند.
2
etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ herantragen
شیء سنگینی را حمل کرده و نزدیک شخصی یا درگاهی قرار دادن.
- Die Diener trugen die schwere Truhe an den König heran.خدمتکاران صندوق سنگین را حمل کرده و به نزدیکی پادشاه آوردند.
- Er trug die Geschenke an die Türschwelle heran.او هدایا را حمل کرد و به آستانه در آورد.