herantragen

Aussprache: /hɛˈʁantʁaːɡn̩/
Worttrennung: her·an·tra·gen
فعل

نزدیک‌تر آوردن، مطرح کردن (ایده/مشکل با کسی)، حمل کردن به سمت کسی

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ (herantragen)

مشکل، ایده، نگرانی یا درخواستی را به مسئولان، مدیریت یا شخص ذی‌صلاح مطرح و ارائه کردن.

  • Die Mitarbeiter tragen ihre Anliegen an die Geschäftsführung heran.کارمندان درخواست‌های خود را به مدیریت شرکت مطرح می‌کنند.
  • Er traute sich nicht, seine Bedenken an den Chef heranzutragen.او جرأت نکرد نگرانی‌هایش را به رئیس خود مطرح کند.
2 etwas (Akkusativ) + an + Akkusativ herantragen

شیء سنگینی را حمل کرده و نزدیک شخصی یا درگاهی قرار دادن.

  • Die Diener trugen die schwere Truhe an den König heran.خدمتکاران صندوق سنگین را حمل کرده و به نزدیکی پادشاه آوردند.
  • Er trug die Geschenke an die Türschwelle heran.او هدایا را حمل کرد و به آستانه در آورد.